lll

ردپاهایم را پاک می کنم
بهکسی نگویید
منروزی در این دنیا بودم.
خدایا
میشود استعـــــفا دهم؟!
کمآورده ام ...!

پاهـایمرا که درون آب مـی زنـم....
ماهــیها جـمع می شـوند....!
شایـدآنهاهـم فهمیـده اند عمری طعـمه ی روزگـار بوده ام...

اینروزها
آبوهوای دلم آنقدر بارانی ست
کهرخت های دلتنگیم را
فرصتیبرای
خشکشدن نیست

خاطراتــــــکودکیـم را ورق می زنم
ویک به یک ، عکسها را با نگاهم می چشیدم
عکسهـایدوران کودکیم طعـــــم خوبـی دارنــد ....
برچسب:
نویسنده: بلدب ر بلا بلا ب ا