خرید بک لینک

باران که میبارد،

میل در آغوش کشیدنت و بوسیدنت افزون میشود

و شعلههای سرکش این میل جانم را میسوزاند.

زیر باران میروم و خیره به آسمان آرزو میکنم:

ای کاش کنارم بودی دلارام من،

زیر این باران دوشادوش هم و دست در دست هم...

عاشقتر از همیشه، شیداتر و دیوانهتر...

فارغ از همه بایدها و نبایدهای عالم،

فارغ از حس پشیمانی و پریشانی...

شاید مست مست، شاید مدهوش و مخمور، شاید...

آری رها... رها از همه بندهای این جسم و این عالم،

رها از همه خط قرمزها و تابلوهای ممنوع...

رها از هر چه قانون و قاعده و محدوده...

تو نیز عاشقتر و شیداتر...

تو نیز مخمور و مست...

اندکی عاشقانهتر زیر این باران بمان

ابر را بوسیدهام تا بوسه بارانت کند...

برچسب: نویسنده: بلدب ر بلا بلا ب ا تاريخ: دوشنبه 7 مرداد 1392 ساعت: 16:36

صفحه بندی