خرید بک لینک


او همـیشه آغوشـش باز اسـت، نگفته تو را میـخواند

اگــر هیچکس نیـست، خـدا کــه هست …


.


خــدایا

گــوش کن بــه التماس های مـن

شرمسارم کــه با حال مستی به سـوی تو کرده ام دست نیاز دراز

مــرا گوش کن ، مرا بپذیر که جز تــو ندارم قبله ای بــرای نماز


.


میـخواستم دسـتان خـدا را بگیرم

نـدا آمـد : دستـان افـتاده ای را بگیــر …


.


راز ایـن داغ نــه در سـجدهی طـولانی ماست

بوسه ی اوست که چون مُهر به پیشانی ماست

شادمانیم کـه در سنگدلی چون دیـوار

باز هم پنجــره ای در دل سیمانی ماسـت



بقیه در ادامه...



برچسب: نویسنده: بلدب ر بلا بلا ب ا تاريخ: پنجشنبه 5 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:48

صفحه بندی