lll
چی بگیم؟؟ چی میگن؟؟
u3000
u3000!میگن: میخواسته ازدواج کنه، پول نداشته... کلیه اش رو فروخت
u3000
u3000-ميگن: خودش هيچ كدوم از اين كارتون هارو نديده ولي ميفروشه
u3000
u3000
... ميگن: ديگه نتونست گرسنگي بچه اش رو تحمل كنه
u3000
!ميگن: يه دفتر داره خاطرات هر روزش رو مينويسه ولي هروزش مثل ديروزشه
u3000
...ميگن: اساس هاشونو ريختن خيابون آخه بابا ندارن
u3000
...ميگن: شهر بازيشون همينجاست چه حالي ميكنن خدايیش
u3000
...ميگن: شرمنده ميكنه آدم رو شرمندگي اين مرد
u3000
.ميگن: سنش بالاست توان راه رفتن نداره چي كنه كه مجبوره
u3000
...ميگن: خيلي هوا سرده خيلي خيلي
u3000
...ميگن: خيلي باغيرته
u3000
...ميگن: فكر كنيم 9سالشه

چی بگیم واقعا؟
تلخ بود؟؟
خدایاااااااااااااااااااااااااااا...
برچسب:
نویسنده: بلدب ر بلا بلا ب ا