دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم اومدم بکشمش یهوگفت بابا ! راست میگفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم !
قسمتی از کتاب یک نویسنده لر
برچسب:
نویسنده: بلدب ر بلا بلا ب ا
تاريخ: سه
شنبه
22 اسفند
1391 ساعت: 1:37