خرید بک لینک

تنهایی

همه مردم کم و بیش احساس تنهایی می کنند. یکی از جنبههای تنهایی این است که فرد می پندارد خانواده یا دوستانش او را درک نمی کنند وپذیرای او نیستند.
بیم و نگرانی ناشی از تنهایی ممکن است ریزه کاری های سادهزندگی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. بعضی مردم از لحظه های تنهایی خود بی اندازه لذتمی برند؛ بی آن که کمترین توجهی به احساس یا خواسته های دیگران داشته باشند. بعضیدر پی تنهایی اند. تنهایی برای آنان به آبادی کوچکی در دل بیابان می ماند که میتوانند لختی برای نفس تازه کردن در آن بیاسایند.

آسیب شناسی تنهایی

همه مردم کم و بیش احساس تنهایی می کنند. یکی از جنبههای تنهایی این است که فرد می پندارد خانواده یا دوستانش او را درک نمی کنند وپذیرای او نیستند.
بیم و نگرانی ناشی از تنهایی ممکن است ریزه کاری های سادهزندگی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. بعضی مردم از لحظه های تنهایی خود بی اندازه لذتمی برند؛ بی آن که کمترین توجهی به احساس یا خواسته های دیگران داشته باشند. بعضیدر پی تنهایی اند. تنهایی برای آنان به آبادی کوچکی در دل بیابان می ماند که میتوانند لختی برای نفس تازه کردن در آن بیاسایند.
تنهایی می تواند هم رنج آور باشد و هم لذت بخش. البتهظرایف و دقایق بسیاری نیز در این میان وجود دارد. چرا فردی از تنهایی رنج و دیگریلذت می برد.
بیشتر انسان ها از احساس تلخ بار تنهایی و جدایی و طردشدگی و بیگانگی با دیگران شکایت دارند، بعضی نیز می خواهند تنها باشند و از قید وبندهایی که احساس می کنند اجتناب ناپذیرند بگریزند، برخی دیگر نیز به دنبال حسعروج و تعالی در تنهایی هستند و برخی دیگر از این که گاهی تنها باشند، لذت میبرند.

تنهایی
شاید از جمله ویژگی های آدمی این باشد که گاهی در طولحیاتش تنهایی (
Loeliness) را تجربه می کندو کمتر اشخاصی را می توان یافت که از همیشه تنها ماندن لذت ببرند. معمولاً روانشناسان به 3 نوع تنهایی اشاره می کنند:
1.تنهایی اجتماعی: زمانی است که شخص از شبکه ای از دوستان و آشنایانکه با ایشان شریک زندگی شود، محروم است.
2.تنهایی موقعیتی: وقتی اتفاق می افتد که برخی از اوضاع و احوالزندگی فرد، سبب می شود او خود را تنها احساس کند.
3.تنهایی عاطفی: معمولااز نارسایی ها در برقراری روابط صمیمی ناشیمی شود. این شکل تنهایی نه موقعیتی است و نه معلول فقدان روابط اجتماعی.
تنهاییچیست؟
زندگی بدون رابطه ای نزدیک و توام با این احساس که مقدارو کیفیت روابط مورد آرزوی شخص بالاتر از مقدار و کیفیت روابط فعلی باشد، تنهایینام دارد. اما باید توجه داشته باشیم افرادی که ترجیح می دهند در انزوا به سر برندیا به کار خود ادامه دهند، مانند بسیاری از نویسندگان و هنرمندان، تنها هستند ولیتنهایی برآنان لزوما صادق نیست. تنها بودن صرفا به معنای آن است که کسی از دیگرمردم جدا باشد؛ اما تنهایی بیشتر به احساس فرد اشاره دارد. بنابراین، تنها بودنممکن است همراه تنهایی باشد یا نباشد.
فرد تنها احساس می کند مورد بی مهری کامل قرار گرفته واجازه ندارد در فعالیت های مشترک با دیگران شرکت کند. تمایل عمومی بر این باور استکه دیگران نگرش ها و باورهای مشترکی با ما دارند؛ اما افرادی که احساس تنهایی میکنند چنین خصلتی ندارند.
این گونه افراد علاوه بر احساس نداشتن مشابهت با دیگران،کمتر به کسی اعتماد می کنند. شخصی که احساس تنهایی می کند، غالبا اوقات فراغتش رانیز با فعالیت منفردانه می گذراند، ملاقات کمی با دوستان دارد، دوستان آشنای وینیز موقتی است و دوستان نزدیک ندارد. تنهایی با عواطف منفی از قبیل افسردگی، اضطراب،غم، نارضایتی و خجالت ملازم است کسانی که افراد تنها را می شناسند، معمولاآنان راسازش نایافته ارزیابی می کنند.
اشخاصی که از تنهایی عاطفی رنج می برند، غالبا عزت نفس یاخودپنداری مثبت پایینی دارند و در برخوردهای اجتماعی، مضطرب می شوند؛ زیرا نگرانهستند که از سوی دیگران طرد شوند یا مورد آزار ایشان قرار گیرند.

عوامل تنهایی
به این پرسش که چرا برخی افراد با این که مایل به ایجادرابطه هستند، عملابدان موفق نیستند، به طرق مختلف پاسخ داده شده است. مثلادوگان وبرنان مساله را از طریق الگوهای دلبستگی بارتلومیو دنبال کرده اند و می گویند: همهافراد الگوی ترسو درباره ایجاد رابطه با دیگران مردد و نامطمئن هستند (که نتیجه اشتنهایی است.)
برخی دیگر فرض می کنند که تنهایی در کودکی شروع می شود.اگر کودکی نتواند مهارت های اجتماعی مناسبی کسب کند، به هر دلیل که باشد ، بسادگینمی داند چگونه به صورت موفقیت آمیز با کودکان دیگر تعامل کند. مثلاکودکی که درخود فرو رفته یا پرخاشگر است احتمال این که دیگران او را به عنوان یک همبازینپذیرند، بسیار است و اگر رفتار نامناسبش تغییر نکند، مشکلات میان فردی علیالقاعده از کودکی تا نوجوانی و جوانی ادامه می یابد.
از آنجا که روابط همسالان در دوره نوجوانی بسیار حیاتیاست، زیرا افراد در این زمان از خانواده فاصله می گیرند؛ احتمال بسیار وجود داردکه در این هنگام هراس اجتماعی به وجود آید. در این اختلال اضطرابی، موقعیت هایاجتماعی کاملاترسناک می شود و شخص برای محافظت خود از تحقیر و ناراحتی، کاملاازآنها دوری می گزیند. نوجوانان تنها و ترسوی بسیاری ممکن است به این نتیجه برسند کهزندگی نومیدکننده است. در بدترین حالت، این احساس نومیدی گاهی ممکن است به خودکشیبینجامد.
برخی از ویژگی های افراد دارای مهارت های اجتماعی خوب، بهطور خاص در تحقیقات شناسایی شده اند. مثلایک نوجوان دارای مهارت اجتماعی صمیمیاست، دارای حرمت نفس بالاست، بندرت با عصبانیت واکنش نشان می دهد و به راحتی بادیگران سخن می گوید. در مقابل، فرد بدون مهارت اجتماعی، خجالتی، دارای حرمت نفسپایین و هنگام برخورد با غریبه کمروست.
افراد تنها با توجه به ادراک منفی از موقعیت آنان، راهبرداجتماعی آرام و محافظه کارانه ای را در پیش می گیرند؛ زیرا از خطر مطرود شدناجتناب می ورزند. این تمایل برای خویشتنداری و سالم ماندن در روابط بین فردی،برداشتی منفی بر دیگران به جای می گذارد. بعکس، افراد موفق در روابط اجتماعی بیشترمایلند که یک موقعیت جدید اجتماعی را به عنوان چالش جالب توجه و فرصتی برای به دستآوردن دوستان جدید محسوب کنند. نتیجه این راهبرد آن است که گشاده رو و غیررسمیباشند و در نتیجه دیگران هم واکنش مثبت خواهند داشت
.
ضرورتتنهایی
می دانیم در سرزمین ژاپن که به نسبت مساحت کل جغرافیاییاش پرجمعیت ترین کشور جهان محسوب می شود، مردم به صورت انفرادی از حریم شخصی بسیاراندکی برخوردارند. اما دقیقا در همین کشور ژاپن است که می بینیم نسبت باغ ها وبوستان های کوچک و ساکت که به لحظه ها و تاملات تنهایی اختصاص یافته هنوز هم رواجدارد و از اهمیت خاصی برخوردار است. برای این که مردم احساس سلامت و شادابی کنند،مقداری تنهایی برایشان ضروری است و به احتمال زیاد میزان ضرورت تنهایی از جایی بهجای دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است. شکی نیست که کار خلاقانه، نیازمندتنهایی است.
یکی از متداول ترین و از لحاظ اجتماعی مقبول ترین شکلتنهایی طلبی در روزگار ما بهره گیری از تعطیلات است. ما در تعطیلات مجال پیدا میکنیم که مدت نسبتا کوتاهی از محیط عادی و امور روزمره خود دست بشوییم و خلوتی برایخود اختیار کنیم. در این روزها به سراغ نزدیکان و خویشاوندان خود می رویم و روحیهای تازه می کنیم و یا در مکانی نسبتا خلوت و دورافتاده در طبیعت و یا شهر دیگری کهدر آنجا کسی را نمی شناسیم تنهایی اختیار می کنیم، به این وسیله لختی به خود فرصتمی دهیم تا از زیر فشار زندگی روزمره خلاصی یابیم.
اما جزیره های کوچک آرام طی یک روز پرهیاهو، یک هفتهپرمشغله یا در طول سال می توانند آرامش بخش، فرح بخش و حیات بخش باشند. شاید فلسفهکیفیت نیروبخش خواب نیز همین باشد. خواب در واقع به معنی دست کشیدن از دنیاست وهنگامی که کسی به خواب می رود، از امور دنیا فارغ می شود و زمان و مکان مشخصی رابرای تنهایی مستمر و پیوسته خود اختصاص می دهد. فضای خصوصی لازم برای بشر یعنیهمان لحظه های تنهایی که موجب روح افزایی او می شود.
از نظر روان شناسی نیز تنهایی همواره با امید یا اشتیاقبرای دست یافتن به چیزی بهتر همراه است. همان طور که گفته شد، فرآیندهای خلاقهمیشه به مقدار معینی تنهایی نیازمندند که می توان آن را دوره درونگرایی یا نهفتگینامید. هر یک از این اصطلاحات، لحظه ای را مشخص می کنند که در آن فرد به حال خودواگذاشته می شود و به هیچ کس دیگری تکیه ندارد. کانون توجه او فقط درون و باطنخودش است و بنابراین دنیای خارج یعنی جامعه برایش بی اهمیت می شود. در این لحظهاست که با سرنوشت فردی خودمان مواجه می شویم.
هرچند بگوییم که تنهایی جویی، امری عادی و جزو اصلی نزدیکشدن به دیگران یا دور شدن از آنان است، اما به اعتقاد من، همواره می توان در آنلحظه ای عروج، برتری و جستجو برای چیزی نیکوتر و متعالی تر یافت. وقتی به دنبالجامعه، ارتباطات و سازگاری با مردم هستیم؛ در واقع ایجاد روابط و صمیمیت را میجوییم و دوست داریم مردم، ما را تحت حمایت های گرم خود قرار دهند. اما در جستجویتنهایی به دنبال چیزی هستیم که در تجربه مذکور یافت نمی شود. به عبارت دیگر، وقتیتنهایی اختیار می کنیم، می توانیم به خویشتن واقعی خود و برقراری ارتباط با ارزشهای دیگر خود که غالبا معنوی و روحانی اند و نیز اعتلای نفس خویش به شکل عمیق تریبپردازیم. پس، این نیاز نیز باید طبیعی و عادی انگاشته شود.
راههای کاهش تنهایی
از آنجا که تنهایی صرفا با گذشت زمان شدت نمی یابد، بیشترپژوهشگران برخی از انواع مداخله فعال را برای کمک به افراد تنها موفق می دانند.بدون این مداخله ها، تنهایی می تواند عقب نشینی به سمت کامروایی تخیلی، فرو رفتنبیش از حد در کار، اعتیاد به الکل و مواد مخدر را برای تقلیل درد برانگیزاند. گاهیموسیقی نیز می تواند جانشینی برای روابط میان فردی باشد، اما اگر فرد بر استفادهاز اشعار درباره جدایی، ناراحتی و غم متمرکز شود، احساسات تنهایی افزایش می یابد.در ضمن فنون مداخله موفقیت آمیز، شناخت درمانی و آموزش مهارت اجتماعی (به طورهمزمان) بیشتر اهمیت دارد.
معمولاشناخت های افراد تنها و غیر تنها متفاوت است. برایشخص تنها طرح واره از خود معمولاکاملامنفی است که نتیجه اش در توجه انتخابی بهاطلاعات راجع به خود بویژه اطلاعات مربوط به روابط میان فردی منعکس می شود. درنتیجه، خودپنداره منفی شخص بارها در نگرش منفی خود، تایید می شود. در شناختدرمانی، شیوه هایی برای تغییر و اصلاح این شناخت های منفی درباره موقعیت هایاجتماعی طرح ریزی می شود.
افزون بر تغییر شناخت های سازش نایافته، تغییرات رفتارینیز لازم است. چنان که می دانیم، تنهایی بنابر خصلتش با مهارت های اجتماعی نامناسبو نیز نگرانی ها درباره فقدان مهارت اجتماعی پیوند دارد. یک راهبرد عملی این استکه فرد تنها الگوهای موفقیت آمیز میان فردی را در نوار ویدئو مشاهده کند، سپسمهارت های اجتماعی را در یک موقعیت بدون تهدید در حالی که ضبط می شود تمرین ونتایج آن را مشاهده کند. گاهی لازم است افرادِ فاقد مهارت اجتماعی درباره فعالیتهای ویژه (از قبیل آغاز سخن گفتن، نشان دادن علاقه و نشاط هنگام تعامل با دیگری،احترام گذاشتن و تحسین کردن) آموزش ببینند، که شخص قبل از مواجه شدن با موقعیتواقعی می تواند آنها را تمرین و امتحان کند.
آثار این آموزش حتی در حد یک دوره کوتاه مدت می تواند مهمباشد. هنگامی که شخصِ تنها می آموزد تا درباره موقعیت های اجتماعی به شیوه جدیدبیندیشد، یاد می گیرد چگونه بهترین برخورد را با دیگران داشته باشد و چگونه الگویرفتار بین فردی اش را تغییر دهد. نتیجه این است که سلسله ای از تجارب موفق و بهدنبال آن بیرون آمدن از تنهایی را تجربه می کند.

برچسب: نویسنده: بلدب ر بلا بلا ب ا تاريخ: يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:19

صفحه بندی