lll
بلوغدر نوجوان
مقدمه:
سالهاست كه نوجواني دوراني دشوارتر از دوران كودكي محسوب مي شود. البته مفهومنوجواني تا اواخر قرن نوزدهم به عنوان مرحله اي كه با پيچيدگي رواني توام و قابلمطالعه علمي است قلمداد نمي شد.
قبل از هر چيز دوران تغييرات سريع جسماني، جنسي، رواني، شناختي و اجتماعي است.تغييرات جسماني بلوغ، از جمله بلوغ جنسي و جهش نموي نوجواني از طريق افزايش كاركردهورمونهاي فعالي كه به كمك غده هيپوفيز مترشح مي شود آغاز مي شود. اين هورمونهاساير غدد مترشحه داخلي را تحريك مي كند و اين غدد هورمونهاي مربوط به رشد و جنسيترا كه شامل آندروژن، استروژن و پروژسترون است توليد مي كند. سن شروع و دوران جهشنموي نوجواني در قد و وزن در ميان كودكان بهنجار فرق مي كند. سن متوسط شروع ايندوران در دختران يازده سالگي و در پسران 13 سالگي است، ميزان رشد يك سال بعد ازاين به اوج خود مي رسد.
سن شروع بلوغ جنسي نيز در نوجوانان متفاوت است. در پسري كه درحد متوسط است، بلوغجنسي با افزايش ميزان رشد بيضه ها و كيسه بيضه و ظاهر شدن موهاي زهاري و به دنبالآن بزرگ شدن آلت جنسي مردانه، رشد موهاي بدن و صورت، بم شدن صدا، توليد اسپرم واحتلام شبانه و نيز مردانه تر شدن ساخت بدن آغاز مي شود. در دخترها شروع رشد پستانمعمولا اولين علامت قابل مشاهده بلوغ جنسي است. موهاي زهاري ظاهر مي شود و رحم،واژن، فرج، وكليتوريس بزرگ مي شود. شروع قاعدگي در چرخه رشد نسبتا ديرتر است.معمولا در سن 13 سالگي است و البته در افراد مختلف فرق مي كند. معمولا تا يك سالبعد از قاعدگي احتمال باروري وجود ندارد. تغييرات سريع جسماني دوران بلوغ باعث ميشود كه نوجوان به دشواري بتواند به يك احساس ثبات دروني دست يابد، و زمان لازم استتا نوجوان اين تغييرات را به صورت يك احساس هويت فردي انسجام دهد. از نظر يك دخترنوجوان قاعدگي نشانه بلوغ جنسي وزن شدن است. از آنجا كه ممكن است واكنش هاي دختراننوجوان به قاعدگي به طور گسترده اي عموميت پيدا كند، اين موضوع اهميت اساسي داردكه اولين تجارب آنان با قاعدگي تا جاي ممكن مطلوب باشد.
تعداد بسيار زيادي از دختران يا ديدي منفي نسبت به قاعدگي دارند يا به آن بي اعتناهستند. تا حدودي ممكن است اين نگرش نتيجه ناراحتي جسماني و تاثير هورمونها در خلقو خو باشد، ولي ظاهرا تا حدود زيادي ناشي از نگرش هاي منفي اجتماعي است. همانطوركه شروع قاعدگي ممكن است دختران نوجوان را نگران كند، نعوظ غير قابل كنترل و اولينانزال (احتلام شبانه) هم ممكن است بعضي از پسران نوجوان را نگران كند. پسراننوجواني كه دير بالغ مي شوند در مقايسه با آنهايي كه زودتر بالغ مي شوند يابلوغشان به موقع و معمولي است دچار مشكلات اجتماعي و رواني بيشتري مي شوند. درميان دختران نوجوان تاثيرات رواني بلوغ زودرس و ديررس به طور قابل ملاحظه اي كمتراست، هر چند كه آن هايي كه زودتر بالغ مي شوند تا حدودي آرامترند و در مقايسه باآن هايي كه دير بالغ مي شوند اعتماد به نفس بيشتري دارند و كمتر مضطرب اند . ارائهرشد شناختي كه شامل آغاز مرحله عمليات صوري است ( مطابق با تئوري پيازه)، بهنوجوان اين امكان را مي دهد كه انتزاعي تر فكر كند، فرضيه ها را فرمول بندي وآزمايش كند و بتواند به جاي اينكه صرفا آنچه را وجود دارد در نظر داشته باشداحتمال را نيز در نظر بگيرد. اين تواناييها معمولا نوجوانان را به انتقاد از ارزشهاي والدين و ارزشهاي اجتماعي سوق مي دهد. تفكر و رفتار نوجوان نيز ممكن است خودمدارانه باشد. نوجوانان در اين مرحله ممكن است چنين نتيجه گيري كنند كه ديگران همبه اندازه خود آنها به رفتار و ظاهر شان توجه مي كنند. رشد شناختي نوجوانان نيز دررشد شخصيت و شكل گيري احساس هويتي روشن، نقش مهمي دارد.
استقلال از خانواده از تكاليف نوجوانان است. والدين قاطع و اطمينان بخش كه برايخودمختاري و رفتار منضبط به يكسان ارزش قايلند براي نوجوان توضيح مي دهند كه چرااز او انتظاراتي دارند و يا او را از كارهايي منع مي كنند و با اينكار احساس استقلال را در او پرورش مي دهند. نوجواناني كه والدين خودكامه و مستبددارند و صرفا به فرزندان مي گويند كه چه بايد بكنند و نيز فرزندان والدين سهل گير،بي بندوبار ، مساوات طلب و يا والدين بي اعتنا كه غير مسئول و بي توجه هستند بهمشكلات بسياري دچار مي شوند.
از آنجا كه پيوند نوجوانان با والدينشان به تدريج ضعيف تر مي شود همسالان در رشدرواني آنان نقش حساسي مي يابند. همسالان امكاناتي براي يادگيري مهارتهاي اجتماعي،كنترل رفتار و درميان گذاشتن مشكلات و احساسات مشابه فراهم مي كنند، پذيرفته شدناز سوي همسالان و داشتن چند دوست نزديك در زندگي نوجوان اهميت بسياري دارد. دوستاننزديك معمولا هم سن و هم جنس هستند و زمينه هاي خانوادگي و ارزش ها و هدفهايمشابهي دارند، ولي استثناء هم وجود دارد ( جذابيتهاي آدم هايي كه خصوصياتي مخالفخصوصيات نوجوان دارند).
بر خلاف عقيده رايج، همسالان ارزش هاي اساسي والدين را تقويت مي كنند و با آنمخالف نيستند، هر چند كه ممكن است از لحاظ سليقه يا آداب و رسوم اختلافاتي داشتهباشند. گروههاي همسالان نوجوان شامل جمعيت بزرگتر و غير شخصي و نيز دسته كوچكتر ودوستي هاي فردي است. بسياري از عوامل در پذيرفته شدن نوجوانان از سوي همسالانشانتاثير مي گذارد و اين عوامل عبارتند از هوش، شكل ظاهري و مهارتها، موقعيت اجتماعيو استعداد هاي خاص. به طور كلي، نوجوانان همسالاني را ترجيح مي دهند كه بدشانس،انعطاف پذير، خوش طينت و مشتاق باشند، افرادي از نظر آنها محبوبند كه به ديگرانياري دهند تا احساس كنند از سوي سايرين پذيرفته شده اند. روابط ضعيف با همسالان دردوران كودكي و نوجواني پيشگويي ناسازگاريهاي عاطفي دوران بزرگسالي، بزهكاري، اختلالاتدر سازگاري جنسي و ساير رفتارهاي ناسازگارانه است.
نوجواناني كه مي توانند نقش هاي اجتماعي و فردي متنوعي را ايفا كنند از لحاظاجتماعي و عاطفي براي زندگي آتي و ازدواج مهياترند.
يكي از مسائل عمده نوجوانان شكل گيري هويت است. بر طبق نظريه اريك اريكسون، افراديكه احساس هويت قوي اي دارند خود را افرادي مجزا و متمايز از ديگران مي دانندكه د رنيازها و انگيزه ها و رفتار آنان انسجامي وجود دارد. استنباطي را ازنوجوانان دارند كه نوجوانان از خودشان دارند.
شكل گيري هويت در جوامع صنعتي مدرن بسيار پيچيده است، زيرا نوجوان در اينگونهجوامع با اوضاع و احوالي روبرو مي شود كه به سرعت در حال تغيير است و به ناچاربايد نقش هاي متنوعي را ايفا كند. مشكلاتي كه بر سر راه شكل گيري هويت وجود داردعبارت است از هويت يابي زودرس و سردرگمي در هويت يابي يا ناتواني در ايجاد هويتيبا ثبات. غالبا زماني انسان به هويتي رشد يافته دست مي يابد كه دوراني پر از جستجوو عدم اطمينان را گذرانيده باشد. فرزندان مي گويند كه چه بايد بكنند و نيز فرزندانوالدين سهل گير، بي بندوبار ، مساوات طلب و يا والدين بي اعتنا كه غير مسئول و بيتوجه هستند به مشكلات بسياري دچار مي شوند.
از آنجا كه پيوند نوجوانان با والدينشان به تدريج ضعيف تر مي شود همسالان در رشدرواني آنان نقش حساسي مي يابند. همسالان امكاناتي براي يادگيري مهارتهاي اجتماعي،كنترل رفتار و درميان گذاشتن مشكلات و احساسات مشابه فراهم مي كنند، پذيرفته شدن ازسوي همسالان و داشتن چند دوست نزديك در زندگي نوجوان اهميت بسياري دارد.
دوستان نزديك معمولا هم سن و هم جنس هستند و زمينه هاي خانوادگي و ارزش ها وهدفخصوصياتي مخالف خصوصيات نوجوان دارند). بر خلاف عقيده رايج، همسالان ارزش هاياساسي والدين را تقويت مي كنند و با آن مخالف نيستند، هر چند كه ممكن است از لحاظسليقه يا آداب و رسوم اختلافاتي داشته باشند. گروههاي همسالان نوجوان شامل جمعيتبزرگتر و غير شخصي و نيزدسته كوچكتر و دوستي هاي فردي است.
بسياري از عوامل در پذيرفته شدن نوجوانان از سوي همسالانشان تاثير مي گذارد و اينعوامل عبارتند از هوش، شكل ظاهري و مهارتها، موقعيت اجتماعي و استعداد هاي خاص. بهطور كلي، نوجوانان همسالاني را ترجيح مي دهند كه بدشانس، انعطاف پذير، خوش طينتهاي مشابهي دارند، ولي استثناء هم وجود دارد افرادي از نظر آنها محبوبند كه بهديگران ياري دهند تا احساس كنند از سوي سايرين پذيرفته شده اند.
روابط ضعيف با همسالان در دوران كودكي و نوجواني پيشگويي ناسازگاريهاي عاطفي دورانبزرگسالي، بزهكاري، اختلالات در سازگاري جنسي و ساير رفتارهاي ناسازگارانه است.
نوجواناني كه مي توانند نقش هاي اجتماعي و فردي متنوعي را ايفا كنند از لحاظاجتماعي و عاطفي براي زندگي آتي و ازدواج مهياترند.
يكي از مسائل عمده نوجوانان شكل گيري هويت است. بر طبق نظريه اريك اريكسون، افراديكه احساس هويت قوي اي دارند خود را افرادي مجزا و متمايز از ديگران مي دانند كه درنيازها و انگيزه ها ورفتار آنان انسجامي وجود دارد. استنباطي را از نوجواناندارند كه نوجوانان از خودشان دارند. شكل گيري هويت در جوامع صنعتي مدرن بسيارپيچيده است، زيرا نوجوان در اينگونه جوامع با اوضاع و احوالي روبرو مي شود كه بهسرعت در حال تغيير است و به ناچار بايد نقش هاي متنوعي را ايفا كند. مشكلاتي كه برسر راه شكل گيري هويت وجود دارد عبارت است از :هويت يابي زودرس و سردرگمي در هويتيابي يا ناتواني در ايجاد هويتي با ثبات. غالبا زماني انسان به هويتي رشد يافتهدست مي يابد كه دوراني پر از جستجو و عدم اطمينان را گذرانيده باشد.
هويت جنسيتي يكي از اجزاي عمده شكل گيري هويت است. افراد مختلف خصوصيات متفاوتي رابخشي از هويت جنسيتي خود بشمار مي آورند. ممكن است زني حرفه اش را بخش عمده اي ازهويت زنانه خود بداند، حال آنكه زن ديگري بر اين گمان باشد كه مادر بودن بخش اصليهويت زنانه او را تشكيل ميدهد. دو جنسيتي تركيبي است از خصوصياتي كه از لحاظفرهنگي زنانه يا مردانه تلقي مي شود. وجوانان دو جنسيتي عزت نفس زيادي دارند و ازلحاظ پيشرفت تحصيلي، بخصوص در زمينه هايي كه معمولا جنس مخالف به آن اشتغال دارد،در سطح بالايي عمل مي كنند.
هويت شغلي براي بسياري از بزرگسالان و جوانان اهميتي اساسي دارد. نوجواناني كه دردوران نوجواني كار مي كنند تا حدودي براي اشتغالدر دوران بزرگسالي آمادگي بيشتريمي يابند . به خصوص اگر شغلشان با علايق حرفه اي آتي آنها ارتباط داشته باشد.موقعيت اجتماعي-اقتصادي از عوامل مهمي است كه در اهداف حرفه اي نوجوانان تاثير ميگذارد. دختران نوجواني كه به حرفه اهميت زيادي مي دهند مستقل ترند. آنان ظاهرا ميدانند كه ممكن است در بازار كار با تبعيض روبرو شوند و در عين حال ممكن است بينمسئوليت خانوادگي و كارشان تضادي احساس كنند كه حل آن برايشان دشوار باشد.
موضوعات اخلاقي براي بسياري از نوجوانان اهميت زيادي دارد و رشد شناختي در قضاوتاخلاقي اين امكان را به آنان مي دهد كه از طريق جديدي به اين موضوعات فكر كنند.بسياري از نوجوانان وارد آن مرحله اي از تفكر اخلاقي مي شوند كه كلبرگ به آناخلاقي عرفي مي گويد. در ضمن نوجوانان كم كم درباره ارزشهاي اجتماعي و سياسيبزرگسالان اطراف خود ترديد مي كنند. مصرف مواد مخدر مثل الكل، ماري جوانا،آرامش بخش، آمفتامين و ساير مواد غير قانوني در سالهاي اخير بشدت افزايش يافتهاست. هر چند كه غالب نوجواناني كه اين مواد را امتحان كرده اند گاهگاهي از آناستفاده مي كنند ؛ ولي گروهي هم هستند كه به شدت به اين مواد معتاد شده اند. دلايلاستفاده نوجوانان از مواد مخدر عبارت است از فشار گروه همسالان، خصومت نسبت بهوالدين، فرار از فشارها،اختلالات عاطفي، بيگانگي اجتماعي و ميل به آزمودن چيزهايتازه.بزهكاري كه عبارت از رفتار غير قانوني است، در اواخر دهه 1970 و بعد به اوجخود رسيده است. مردها بيش از زنان كارهاي خلاف قانون مي كنند و بيشتر مرتكب جرايميمي شوند كه با خشونت توأم است. اوضاع و احوال اجتماعي و نيز فقر و تجارب فردينوجوان را به بزهكاري سوق مي دهد. بزهكاري به خصوص در محله هاي شهري رو به زوال ودر نواحي اي كه از انسجام محلي كمي برخوردار است بيشتر ديده مي شود. آن دسته ازخصوصيات شخصيتي كه بزهكاري را متمايز مي كند عبارتند از ، تكانشي بودن، عدم كنترلبرخود، بي اعتنايي و نداشتن انگيزه پيشرفت. خصوصيات بزهكاري در ده سالگي باخصوصيات د يگران در سن ده سالگي تفاوتهايي دارد. بزهكاران در آن زمان غيرصادق، مزاحم و غير محبوب بوده اند. والدين افراد بزهكار غالبا بسيار سهل انگارند،كمتر بر فرزندان خود نظارت مي كنند خود نظارت مي كنند و غالبا بي اعتنا هستند ياحالت خصومت دارند. زنداني كردن نوجوانان فايده درماني ندارد، در حقيقت گاهي همامكان آموختن رفتار جنايتكاران را فراهم مي آورد. بسياري از جواناني كه دركانونهاي اصلاح هستند صرفا خلاف قانون عمل كرده اند ( رفتاري كه براي بزرگسالانجرم محسوب نمي شود)، مانند فرار كردن، داشتن فعاليت جنسي و يا تكرار جرم. روش هايرفتاري، از جمله تقويت مستقيم رفتار مقبول در زندگي گروهي با موفقيت به كار رفتهاست. هر چند كه غالب نوجوانان دوران طوفان و تنش را نمي گذرانند، ولي بعضيدچار مشكلات رواني مانند واكنش هاي حاد اضطراب ، بيماريهاي روان تني و افسردگي ميشوند و گاهي اوقات هم دست به خودكشي مي زنند. نوجوان ممكن است به دليل وقوع حادثهاي ناراحت كننده دست به خودكشي بزند، ولي معمولا ريشه در مشكلات ممتدي دارد كهنوجوان در كنار آمدن با مسائل زندگي با آن روبرو مي شود و يأس و نوميدي او را بهدنبال دارد. چنين نوجواناني غالبا خود را جدا از خانواده احساس مي كنند و هيچ كسيرا دوست خود نمي دانند. غالبا افرادي كه دست به خودكشي مي زنند قبلا تهديدمي كنند يا درباره آن حرف مي زنند به چنين تهديدهايي نبايد بي اعتنابود.گاهي نوجوان دچار بيماريهاي مربوط به خوردن مي شود از جمله چاقي، بي اشتهايعصبي، گرسنگي شديد غير طبيعي. در بيماري بي اشتهايي عصبي كه معمولا زنان به آندچار مي شوند، بيماري در نتيجه رژيم سخت به كم وزني شديدي دچار مي شود و غالبازندگيش مورد تهديد قرار مي گيرد.
در گرسنگي شديد غير طبيعي بيمار زياد غذا مي خورد و بعد آن را بر مي گرداند تا چاقنشود. افرادي كه دچار چاقي يا بي اشتهايي عصبي هستند غالبا احساس مي كنند كه كنترلبر زندگي خود ندارند. افرادي كه دچار بي اشتهايي عصبي هستند معمولا از بلوغاجتماعي و جنسي مي ترسند، تا حدودي به اين دليل كه در كودكي از سوي والدين به شدتكنترل شده اند. آنهايي كه كار درمان نوجوانان را به عهده دارند بايد قاطع واطمينان بخش باشند نه مستبد يا سهل انگار و لازم است كه با نوجوانان تفاهم داشتهباشند و به آنان احترام بگذارند.
برچسب:
نویسنده: بلدب ر بلا بلا ب ا