خرید بک لینک

چگونه جامعه ی خود را بسازیم؟

مقدمه :

پساز بحران نفتی در سال 1973 میلادی، همچنین گسترش کارخانه ها و مراکز صنعتی وافزایشآلاینده های محیط زیست، واژه ی توسعه پایدار شکل گرفت. بحث توسعه پایدار در ابتدامربوط به دو موضوع مهم بود. اولی همان غیر قابل تجدید بودن منابع انرژی فسیلی ودومی آلودگی محیط زیست و کره ی زمین بود.به سرعت بحث توسعه پایدار ویژه گیهای خاصخود را پیدا نمود و زیر بنای توسه در دنیا قرار گرفت.ولی به تازگی در سالهای اخیرمتفکران دیدند این بحث بسیار ائده آلی مطرحشده و عملاً در دنیای واقعی دست یابیکامل به آن غیر ممکن است. لذا به تازگی بحث توسه سبز بر پایه مصرف حد اقل انرژی،حفظ محیط زیست، نگهداری انرژی و مواهب محیط زیست برای نسلهای آینده ، برخورداری واستفاده از انرژی های تمیز و غیر فسیلی، و .... تدوین گردیده است.اکنون در تمامکشورهای پیشرو تمام طرح ها و برنامه ها از انرژی گرفته شده تا شهر سازی بر ایناساس صورت می گیرد.

یکیاز جدیدترین دستاوردها در تورنتو کانادا در ژانویه سال جاری 2007 طی تدوین سیاستنامه ای نسبتاً کامل ،منتشر شد.در این توافق نامه استانداردهای کلیدی و پایه برایمحیط شهری عبارتند از

1. بهترکردن کیفیت هوا

2. کاهشگازهای گلخانه ای و اثرهای گرمایی کحیط شهری.

3. افزایش بازدهی انرژی.

4. افزایش کیفیت آب و بازدهی بیشتر آن.

5. کاهش زباله های جامد.

6. محافظت از جنگلها و حیات وحش محل سکونت.

هریک از این موضوع ها در چارت های جداگانه به صورت بسیار کاربردی تو ضیح داده شدهاست.اگر در آینده مجالی پیش آید در این موردها بیشتر خواهیم نوشت.

راجعبه این موضوع در ایران تا کنون حتی یک مقاله هم نوشته نشده است، چه اینکه به خواهدکارها بر آن اساس طرح ریزی و اجرا شود.

امیدواریم با یاری شما خوانندگان گرامی و تمام مردم علاقه مند دنیا در ارائه و اجرایطرح هایی که منجر به دنیای بهتر شود ، قدمی برداریم. دنیا از آن همه ما انسانهاستودر خوب و بد آن همه سهیم هستیم.

متناصلی :

بهتدریج به موضوع های مختلفی خواهیم پرداخت. در این مقاله به صورت مختصر برخیراهکارها پیشنهاد می گردد.

نکتهبسیار مهم این است که باید تا فرهنگ جامعهبر مبنای عقلانیت و منطق جهانی تری ساخت، به پیروی آن موارد دیگر خود متحول میشوند. وقتی حکومت ها در منطق گفتگو وفرهنگ را ببندند درواکنشهای ناآگاهانه ی فیزیکی و برخوردهای غیر منطقی باز خواهد شد. این از نظر علمی و روانشناسیاجتماعی بد ترین نوع برخورد است. اینگونه رفتارها برحسب نوع ،اندازه ،شدت وفراگیری آن ، واکنشهای بسیار نامطلوبی را در بر خواهد داشت. این عقده های سرکوبشده به صورت بسیار ناهنجارتری بروز خواهند نمود. نمونه بارز آن کشور عزیز خودمان است.یک خانم حتی اگربا حجاب کامل هم برای تاکسی کنار خیابان بایستد ده ها ماشین بامنظورهای شرم آور دیگری جلو او ترمز می زنند، دعوت های نابجا، متلک پرانی و حتینرخ گذاری می کنند و ... . در خیابانها همکه خود شما بارها چگونگی مزاحمتها و متلک پرانی های عابرین گرامی را شاهد بودهاید. به عنوان کسی که حدود دویست شهر را در کشورهای اروپایی و غیر اروپایی ازنزدیک دیده، عرض می کنم چنین پدیده های آزار دهنده ای آنهم در این ابعاد، در آنجابچشم نمی خورد. پیامد های جانبی عدم برآورد منطقی نیازهای علمی، اجتماعی، غرایزجنسی و ... هم که به وفور مثل فرار مغزهاو مهاجرت مردم ، قاچاق خواسته و نخواسته دختران. به کشورهای سطح پایین عربی و دیگرکشورها، همچنین ازدیاد اعتیاد در بین مردم و .... آشکارا قابل مشاهده است. لذالازم است

1. تربیت، توسعه، حمایت وگسترش نهادها و تشکل های مردمی یا NGO ها و وجود احزاب مختلف، انجمن های صنفی، سندیکاها ودر نهاین توسهاکیفی احزاب، از نشانه های توسعه کشورهاست. همه باید به هم کمک کنیم ، همه بایداحساس مسئولیت داشته باشیم. در کشور هایی که وضع مطلوبتر از نظر اقتصادی و دمکراسیدارند ، مشارکت عمده ی مردم برای نیل به زندگی اجتماعی بهتر بخوبی نمایان است.بیشتر مردم کشورهای توسعه یافته، هر یک عضو چندین تشکل مردمی هستند. آنهایی کهخدمات برجسته تری در این تشکلها انجام می دهند ، زمینه شناخت مردم از آنها باعث میشود که در آینده سمت های مهمتری در کشور را به عهده بگیرند. رئیس جمهورها ونمایندگان مجلس آنها قبلاً در این گونه تشکلها و احزاب مختلف، لیاقت و توانایی خودرا نشان داده اند، بعد به آن پست ها راه پیدا نموده اند. یعنی در آنجا قدرت وهدایت اجتماع از پایین به بالا شکل می گیرد و اداره می شود، نه از بالا به پایین.این نکته بسیار مهمی است.

هر حکومتی که داشته باشیم اگر همه درستعمل نکنیم ، کار مثبتی صورت نخواهد گرفت. باید قبول کنیم بسیاری از عقب ماندگی هاو مشکلات از نحوه ی برخورد خود ما مردم با زندگی است ، همیشه منتظریم کس دیگریکاری برای ما انجام دهد، همیشه در انتظار قهرمانیم، بی خبر از اینک این قهرمان خودما و روح همیاری و مشارکت همه ی ما برای ساختن دنیایی بهتر است. هر کس بیاید و هرحکومتی حاکم شود اگر همه ما درست وظایفمان را انجام ندهیم و منطقی از حق و حقوقخود پاسداری نکنیم به آرمان شهر و جامعه ایده آل نزدیک نخواهیم شد. خوب است هرکدام هر روز یک قدم ، فقط یک قدم به سوی ایجاد جامعه سالم تر و بهتر بر داریم ،قدمهای درست بعدی خودش ما را پیش خواهد برد. پس از همین حالا شروع کنیم.

2. آموزش علمی مهارتهای زندگی سالم تر، ایجاد کارو اشتغالهای مفید از مواردی است که باید به آن همت گماشت.

3. گسترش فرهنگ طبیعت گردی و تأمین امنیت ، بهداشت و امکانات حمل و نقل بهاینگونه محیطها ، گماردن پلیس های گردشگری برای راهنمایی و کمک و ... موجبات رشد وسلامتی جسمی و روانی بهتری را فراهم می نماید.

4. پایه گذاری شادی و نشاط در جامعه بجای فرهنگ غمو اندوهی که در حال حاضر شاهدیم. آدمهای شاد کمتر به سمت اعتیاد و جرمهای دیگرکشیده می شوند.

5. ایجاد بسترهای مناسب ورزشی و تفریحی، ایجادمراکز قانونی و بهداشتی برای رفع نیازها و غریزه های انسانی ( اگربرای اینکار محلو جای بخصوص و نظارت شده ای در نظر گرفته نشود آنگاه هیچ محلی امن نخواهد بود، مثلروزگار فعلی کشور عزیزمان. و همانطور که شاهدید سالانه میلیونها دلار ارز فقط بههمین دلیل رفع غریزه های طبیعی، از کشور خارج می شود و بجای آن بیماریهای خطرناک وارد می گردد. قاچاق خواسته و نخواسته آنانسانهای مظلوم هم بیشتر به همین دلیل است. اگر ما سرمان را زیر برف کنیم کارهاخرابتر می شود با تهمت و افترا و دخالت های نا بجا در زندگی خصوصی مردم هم که تاکنون بجز خرابتر کردن اوضاع کاری از پیش برده نشده، بنا براین سؤال اینجاست که آیانمی خواهیم به کمک همدیگر و با استفاده از تجارب کشورهای دیگر راه حل بهتری پیداکنیم؟)

6. گسترشپارکهای آموزشی که شرح آن در وبلاگ پارک آموزش شرح داده شده است . فقط مختصراً عرضمی شود هدف کلی چنین طرحی ایجاد پارکهایآموزشی و یا تغییر مناسب در پارکهای موجود به گونه ایست که در آنجا با طراحی وسایلو امکانات مناسب تفریحی و علمی بتوان با بازی و تفریح و شادترین روشها در افرادمختلف بخصوص دانش آموزان، تغییر رفتار مطلوب علمی ، آموزشی ،پرورشی و فرهنگی ایجادنمود.

7. راه حلهای بسیاری باید و جود داشته باشد که نیاز به فرا خوان های عمومی و استفاده ازارباب معرفت است . هر چه دیرتر بجنبیم زیان بیشتری خواهیم دید .

8 . بجای برخوردهایمتحجرانه ، رفتارهای عالمانه تری را بیاموزیم و بکار ببریم. می توان از تجارب مفیددیگر کشورها نیز سود برد تا مجبور نشویم برای رسیدن به آن نتایج هزینه های بیشتریبپردازیم

9 . توجه به هنر های مختلف و بسط آنها باامکانات مدرن آموزشی و برگذاری جشنواره های غیر فرمایشی ( اگر دقت کنید بیش از نوددرصد جشنوارهای هنری پیرامون مجیز گفتن باورهای مذهبی حکومتی است. در نتیجه اینکار فاتحه ابتکار ، خلاقیت و نو آوری خوانده می شود و به همان باورهای دینی هم دستنمی یابیم.) کمک می کند تا استعدادها در زمینه ها ی مطلوبتر و مفید تری شکوفاشوند. یکی از کارهای خوبی که در این چند سال اخیر شاهد بودیم ، کمی آزاد گذاشتنجوانها در حوزه موسیقی بود. این باعث شد گروههای خود جوش زیادی شکل بگیرد وآهنگهای بسیار بهتر و پر معنی تری نسبت به ترانه های لس آنجلسی ساخته شود. نتیجهاین شده که کمتر کسی به آهنگهای بی معنی و مضحک لوس آنجلسی گوش دهد. مگر این قدمبسیار بزرگی نیست. چرا ما نمی خواهیم تواناییهای فرزندان خوب این دیار را باورکنیم؟ چه اجباری که بجای حمایت و هدایت کردن، آنها را فراری دهیم. بگذاریم آنها همنفسی تازه کنند.

10 . آموزش سطح بالا ( برای کودکان،مردان ، زنان، خانواده، و همه اقشار جامعه ) این موارد که کلیات جامعه توسعه یافتهرا تشکیل می دهند، هر کدام جزییات بسیار بیشتر و اجرایی تری دارند که در حوصله یکمقاله نمی گنجد و باید کتابهای تخصصی در این موارد تدوین نمود. ولی همین اندازهتوجه داشته باشید که کل اطلاعات بشری در طی حدود ده سال دوبرابر اطلاعات از اولزندگی بشر تا کنون می شود. لذا لازمه یک جامعه پویا و سالم پیش رفتن و کنار آمدنبا دانش روز بشری است. سرمایه های اصلی هر مملکت دیگر نفت و معادن و این قبیلچیزها نیست ، بلکه سرمایه های واقعی کنونی نیروهای انسانی کار آمد است. بنا بر ایندانایی محوری باید مهمترین و در اولویت ترین بخش فرهنگ جامعه قرار گیرد و بیش ازهر چیز دیگری به آن پرداخته شود. باید به تربیت نیروی انسانی کارآمد و حفظ و حراستاز نخبه ها ( انسانهایی که عملاً توانسته اند و یا در صورت داشتن امکانات میتوانند تأثیر مثبت چشمگیری در حیطه هایی که مردم به آن نیاز دارند بوجود بیاورند،نه اینکه صرفاً در جشنواره ای مقام آوردهاند یا در کنکور یا دانشگاه رتبه های خوبآورده اند. ) توجه شود.

11 . توجه به حفظ محیط زیست، مبارزه باآلاینده ها و ... .

12 . کیفیت بخشی در نیروی انسانی ( آموزشمهارتهای زندگی، نخبه پروری، تربیت و ...

13 . گسترش دموکراسی، صلح دوستی، آزادیهای اجتماعی و ...

14 . هدف قرار دادن روشن ضمیری و آگاهیحقیقی بجای هدف قرار دادن تمدن. هدف من از نوشتن این مقاله و زندگی ، رسیدن به اینهدف ارزشمند است.

این مورد که از مهمترین قسمت های ساخت یکجامعه سالم است ، نیاز به شرح و بسط بیشتری دارد.رسیدن به تمدن ( کارخانه بیشتر،راه بیشتر، دانشگاه بیشتر، کتاب بیشتر، حزب بیشتر و...) بسیار آسان تر است تادستیابی به آگاهی و روشن ضمیری حقیقی، زیرا رسیدن به این مورد نیاز به کوششهایسختو طاقت فرسا وبسیار دقیق می باشد. به همین دلیل است که آگاهی حقیقی و انسانهایروشن ضمیر مورد تنفر اکثریت قرار می گیرند، زیرا آنها چهره ی دروغین تمدن ها را برملا می کنند و آیینه ای در مقابل انسانهایدیگر قرار می دهند که آنها واقعیت خویش را در آن می ببینند. اگر این مورد رابرداریم در متمدن ترین اجتماع ها چیزی بیش ار دزدان با چراغ نخواهیم دید. پزشکانزیر میز بگیر، مأموران رشوه بگیر، پیمان کارهای نادرست و ... پی آمد نبود روشنضمیری و آگاهی حقیقی است. اگر شاخصهای انسانی را گم کنیم هیچ چیزی بجز یک انسان ازخود بیگانه شده نخواهیم داشت.

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می نشود گشته ایم ما گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست

نتیجه گیری :

توجه عمیق به شاخص های توسعه ی سبز و به عمل درآوردن آن موجب ساخت جامعه و نجات آن از مشکلات مختلف خواهد شد ، ودر صورت عدم توجهبه این موارد، هر کاری بکنیم چیزی بیش از آب در هاون کوبیدن نخواهد بود.

برچسب: نویسنده: بلدب ر بلا بلا ب ا تاريخ: يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:19

صفحه بندی