خرید بک لینک
يک روز يك زن و مرد ماشينشون با هم تصادف نا جوري ميكنه بطوري كه ماشين هردوشون بشدت آسيب ميبينه

ولي هر دوشون به طرز شگفت انگيزی جون سالم بدر ميبرن.

وقتي هر دوشون از ماشينشون كه حالا به اهن قراضه اي تبديل شده بود بيرون ميان راننده ي خانم بر ميگرده

ميگه:اه چه جالب شما مرد هستيد ببينيد چه بروز ماشينامون اومده!همه چيز داغون شده ولي ما سالم

هستيم! اين بايد يه نشونه اي از طرف خدا باشه كه اينطوري با صلح و صفا اغاز كنيم!

مرد با هيجان پاسخ ميده:اوه بله كاملا با شما موافقم اين بايد يه نشونه اي از طرف خدا باشه

بعد اون خانم زيبا ادامه ميده :ببين يك معجزه ي ديگه! ماشين من كاملا داغون شده ولي اين شيشه مشروب

سالمه مطمئنا خدا خواسته كه اين شيشه ي مشروب سالم بمونه تا ما اين تصادف خوش يمن كه ميتونه

شروع جريانات خيلي جالبي باشه رو جشن بگيريم

وبعد خانم زيبا با لوندي بطري رو به مرد ميده.....

مرد سرش رو به علامت تصديق تكان ميده و درب بطري رو باز ميكنه و نصف شيشه مشروب رو مينوشه و بطري رو

برميگردونه به زن

زن درب بطري رو ميبنده و شيشه رو برميگردونه به مرد.

مرد ميگه شما نمينوشيد؟

زن لبخند شيطنت اميزي ميزنه و در جواب ميگه:

نه عزيزم،فكر ميكنم الان بهتره منتظر پليس باشيم

برچسب: نویسنده: بلدب ر بلا بلا ب ا تاريخ: يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:55

صفحه بندی