آیا از جنگ بین دو جنس (زن و مرد) خسته نشده اید؟ - تاریخ: 1392/2/5 ساعت: 1:39
آیا از جنگ بین دو جنس (زن و مرد) خسته نشده اید؟زنان و مردان باهم متفاوت هستند،در این دو نکته تردیدی نیست.ولی به جای تاکید روی کیفیت های منفی زن و مرد ،چرا روی نقاط مثبت آنها تاکید نکنیم؟بیایید از خانم ها شروع کنیم:زن ها مهربان ، عاشق و دلسوزند.زن ها وقتی خوشحالند گریه میکنند.زن ها برای نشان دادن توج...
۷ دلیل اصلی که شما احساس شادی نمیکنید ! - تاریخ: 1392/2/5 ساعت: 1:39
نگاهی به اطراف خود بیندازید.چند نفر از افراد دور و بر شما، شاد نیستند؟چند نفر از آنها لبخند بر لب دارند و واقعاً شاد هستند؟اکثر افراد پیرامون ما شاد نیستند. چرا اینگونه است؟کجای راه را اشتباه رفتهایم که به اینجا رسیدهایم؟من در محله ای بزرگ شدم که در آن هر روز صبح انسانها با چهره ای غمگین از خانه های...
۲۶ راز برای آرامش درون! - تاریخ: 1392/2/5 ساعت: 1:39
راز آرامش درون در این است که همه چیز را همانطور که هست بپذیری ، آنگاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم برداری… ۱- راز آرامش درون خویشتنداری است، انرژیهای خود را پراکنده نکن، بلکه آنها را تحت نظر داشته باش و به طرز مفیدی هدایتشان کن.۲- راز آرامش درون در این است که هرکاری را با حواس جمع و علاقه ان...
عکسهای خشکل - تاریخ: 1392/2/5 ساعت: 1:39
معجزه ی فوتوشاپ****خداییش این چه طور درس میخونه ؟ ****وقتی خانما مهندس ناظر میشن ****كاريكاتور روزنامه گاردين از جراحي بيني در ايران
قدر مادرامون رو بدونیم... - تاریخ: 1392/2/5 ساعت: 1:39
مهدی مهدوی کیا :این همه سال من گیر فوتبال بودم و از مادرم دور شدم ...حالا که فوتبالم تمام شد،الان که سرم خلوت است ...دیگر مادری نیست که کنارش باشم.»مادر! من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم. زیر پای تو آرزوهایی بود که از آن گذشتی، به خاطر من...ازش پرسیدم چند سالته مادر؟! خندید و گفت: آخراشه دیگه...!!سلام...
پایانی بر ناکامیهای عاشقانه - تاریخ: 1392/2/5 ساعت: 1:39
اگر از ناکامی شما در عشق مدت هاست که می گذرد، به احتمال زیاد همچنان دچار احساسات و هیجانات منفی هستید، البته نه به شدت روزهای اول. گاهی ساعت ها به معشوق خود فکر می کنید و هر از چندگاهی وجودتان پر از اندوه می شود، خاطرات گذشته تازه می شوند و ناامیدی دوباره به جانتان می افتد، در این شرایط کارهای زیر د...
همیشه اولین شانسرو دریاب!!! - تاریخ: 1392/2/5 ساعت: 1:39
زندگی پر از فرصت های دست یافتنیهمرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر زیباروی کشاورزی بود. به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیره. کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را یک به یک آزاد میکنم، اگر توانستی دم یکی ازاین سه گاو را بگیری، می توانی با دخترم ازدواج کنی.مر...
<no title> - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:41
پاسخ هما میرافشار به شعر کوچه فریدون مشیری :بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده به خونمتو چه سان میگذری غافل از اندوه درونم؟بی من از کوچه گذر کردی و رفتیبی من از شهر سفر کردی و رفتی!قطرهای اشک درخشید به چشمان سیاهمتا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهمتو ندیدی...نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتیچون در ...
<no title> - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:41
بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتمشوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشیدباغ صد خاطره خندیدعطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیمپر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیمساعتی بر لب آن جوی ...
<no title> - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:41
اي دهقــــان ِ فــــــداکــــــــــار . . . . . . . . . تــو در روزگــــــــــاري بزرگ شــدي ،كه مــردي برهنه شد ! تــا زنــان و كــودكان زنــده بــمانــنــد . . . امـّــا مــــن در روزگـــــــار تلــخــي نــفــس ميــكــشــم ، كــه زنــي بــرهــنه ميشود ! تا كــودكش از گــرسنــگــي نمــيــرد . . . !...
<no title> - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:41
از بهار پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت تازه شکفتهام نمیدانم. از تابستان پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت فعلا در گرمای وجودش غرقم نمیدانم. از پاییز پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت در هزار رنگ آن رنگ باختهام نمیدانم. از زمستان پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت سرد است و بیرنگ. از مادر پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت یعنی هر که در این خانه اس...
<no title> - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:41
ای مــتــرســکـــــ ! آنقدر دستهایت را باز نکن ، کسی تو را در آغوشنمیگیرد ، ایــســتــادگــی هــمــیــشــه تــنــهــایــی مــیــاورد
<no title> - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:41
ای مــتــرســکـــــ ! آنقدر دستهایت را باز نکن ، کسی تو را در آغوشنمیگیرد ، ایــســتــادگــی هــمــیــشــه تــنــهــایــی مــیــاورد
<no title> - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:41
ازچوپانی پرسیدند دنیا را توصیف کن گفت:وقتی پشم گوسفندان را چیدم تنها چیزی که دیدم یک گله گرگ بود
<no title> - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:41
خدایا خیلیا دلمو شکستن شب بیا بریم سراغشونمن نشونت میدم تو ببخششون
<no title> - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:41
تقاص چی رو می گیری که تا اینجا کشوندیمونکجای راهو کج رفیتم که تا اینجا رسوندیموناگه من جای تو بودم میون این همه دردمیه روز از چشم این مردم تو رو پنهون نمی کردمتو رفتی بعد تو حالم یه حالی مثل مردن بودتو هم تنها شدی اما کجا حالت مثه من بوداگه دلگیری از دنیا منم مثل تو آشفتمولی من جای تو بودم ،به مردم ...
<no title> - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:41
پایانی برای قصه های عاشقی نیست چون نه گوسفندان قصه عاقل میشوند نه گرگها سیر میشوند
خانه ی دوست کجاست؟ - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:39
«خانه ی دوست کجاست؟» در فلق بود که پرسید سوار.آسمان مکثی کرد.رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید.و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: «نرسیده به درخت،کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر استو در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است.می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر بدر می آرد.پ...
حمید مصدق - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:39
گاه می اندیشم،خبرِمرگ مرا با تو چه کس می گوید؟آن زمان که خبر مرگ مرااز کسی می شنوی، روی تو راکاشکی می دیدمشانه بالا زدنت را، - بی قید -وتکان دادن دستت که، - مهم نیست زیاد –و تکان دادن سر را که، - عجیب! عاقبت مُرد؟ - افسوس!کاشکی می دیدم! من به خود می گویم: « چه کسی باور کرد « جنگلِ جان مرا « آتشِ عشق...
<no title> - تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 22:39
حیات، غفلت رنگین یک دقیقه ی «حوا»ست.

برچسب‌های مرتبط

فروش وبلاگ | این وبلاگ | این وبلاگ به فروش میرسد | خرید وبلاگ | وبلاگ رامان پرتوی | خرید وبلاگ رامان پرتوی | تایپ 10 انگشتی | آموزش تایپ | رامان پرتوی | معنی اسم رامان